• 1404/11/20 - 08:59
  • - تعداد بازدید : 312
  • - تعداد بازدیدکننده : 270

جوانی که شهیدانه زندگی کرد و پایان زندگی‌اش را با شهادت آذین بست

شهید امیررضا موحدی، شهید ۲۲ ساله و اهل قم که در تهران به عنوان جوشکار مشغول به کار بود، در تاریخ ۱۹ دی ماه هنگام بازگشت از محل کار و در مسیر تهیه غذا برای کارگران، توسط عناصر تروریستی وابسته به رژیم آمریکایی صهیونیستی به شهادت رسید.

جمعی از کارکنان پردیس خواهران دانشگاه قم، روز یکشنبه 19 بهمن 1404 با خانواده شهید امیررضا موحدی، شهید ۲۲ ساله اغتشاشات اخیر دیدار کردند.

مادر این شهید جوان در این دیدار عنوان کرد: همیشه برایش دعا میکردم که عاقبت به خیر شود. به این دلیل که راه دور هم کار می‌کرد همیشه نگرانش بودم و دعا میکردم خدا عاقبتش را ختم به خیر کند که آخر هم همینطور شد.

مدت زیادی نبود که دوماه از خدمتش را بخشیده بودند. دقیقا روز شهادت حضرت زهرا (س) از شیراز برگشت. من در آن ایام مجلس روضه داشتم. دو روز خریدهای روضه را انجام داد و برای کار به تهران رفت.

در تهران با دایی‌ کوچکش جوشکاری انجام می‌داد. 19 دی برادرم به قم آمد و امیررضا در تهران با یکی از کارگرها برای تهیه غذا بیرون رفتند که ظاهرا در شلوغی شهر همدیگر را گم می‌کنند و از صبح شنبه که کارگارها متوجه غیبت طولانی امیررضا می‌شوند، ما به دنبالش گشتیم.

من آن روزها ذره‌ای به شهادتش فکر نمی‌کردم و گمان می‌کردم که دستگیر شده. و اقوام که بی‌تابی می‌کردند میگفتم خب دستگیر هم شده باشد بعد از مدتی آزاد می‌شود. از شنبه تا چهارشنبه با بردارانم در تهران دنبالش گشتیم. سر انجام روز چهارشنبه از قم برایش لباس جمع کردم و به همسرم گفتم این همه روز در زندان قطعا لباس‌هایش کثیف شده، لباس‌ها را می‌برم تا عوض کند و اذیت نشود. اما به تهران که رسیدیم، به جای زندان پسرم را در سردخانه کهریزک پیدا کردیم.

امیررضا از همان اول هم خصوصیات خاصی داشت که اصلا به چشم ما نمی‌آمد و برایمان عادی بود، اما حالا که رفته می‌بینیم که چقدر با همه فرق داشته و چقدر شهیدانه زندگی کرده بود.

 

      و باشد که خداوند کمکان کند که به آنچه می‌خواهیم برسیم و به آن درک و فهمی برساند که آنچه را که نمی‌توانیم تغییر دهیم، بپذیریم.

      «حسبی الله»

      برگی از دفتر یادداشت شهید امیررضا موحدی

 

مادر شهید توضیح داد: هیچوقت آدم یکجا نشستن نبود. همیشه می‌گفت بیکاری با گروه خونی من همخوانی ندارد. حتی در دوران آموزشی سربازی، یک  سوله‌ی بزرگ را رنگ کرده بود؛ می‌گفت نمی‌توانم بیکار بمانم. الان که دیگر در بینمان نیست میبینیم چقدر حواسش به همه بوده اقوام و نزدیکانش بوده و به همه کمک می‌کرده. حتی به یکی از زن عموهایش که در روستا بودند، قول داده بود برایش گاو بخرد که منبع درآمدش باشد. حتی اگر یک روز قم بود همه خریدهارا انجام می‌داد و کمک بزرگی برای خانواده بود و برای اطرافیانش از جان و دل مایه می‌گذاشت.

زمان جنگ 12 روزه تا آخر در یکی از بخش‌های پر ریسک پادگان فعالیت می‌کرد. هر زمان خانواده با او تماس می‌گرفتند که مرخصی بگیرد و به خانه بیاید، می‌گفت من ترسو نیستم و همینجا می‌مانم.

این مادر شهید ادامه داد:  همیشه در خلوت مادر و فرزندی به او می‌گفتم چقدر شبیه شهدایی! مثل آن‌ها زندگی کن که عاقبتت بخیر شود. می‌گفت:« مامان بدم نیستا شهید بشم!»

وی افزود: خیالمان راحت است که عاقبت بخیر شده و جایش خوب است اما برای جای خالیش در کنار خودمان و تنهایی خودمان حسرت می‎‌خوریم. برای جوانیش، برای آرزوهایش و برای برنامه‌هایی که داشت تا در آینده انجام دهد. امیدوارم که در قیامت شفیعمان باشد و ما را شفاعت کند.

شهید امیررضا موحدی فرزند ابوالفضل موحدی از کارکنان دانشگاه قم بود که در تاریخ ۱۹ دی ماه هنگام بازگشت از محل کار و در مسیر تهیه غذا برای کارگران، توسط عناصر تروریستی وابسته به رژیم آمریکایی صهیونیستی مورد حمله قرار گرفت و طبق گزارش پزشکی قانونی، بر اثر ضربه جسم سخت پر سرعت از پشت سر به شهادت رسید و پیکرش در بهشت معصومه(س) قم به خاک سپرده شد.

  • گروه خبری : عمومی
  • کد خبر : 6500

تصاویر

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید